جوانان و نياز به مقبوليت

هر كسي نياز به اين دارد كه از سوي اطرافيان خود مورد پذيرش قرار بگيرد، و اين نياز در سن نوجواني و جواني بيشتر از هر زمان ديگر خود را نشان مي دهد. نوجواني و جواني سني است كه استعداهاي خفته ي آنها بيدار شده و در خود نوعي استقلال مي بينند، كه به بزرگترها بفهمانند كه آنها نيز بزرگ شده و صاحب اختيار زندگي خود هستند. و در هر كاري كه براي آنان يا از طرف آنان صورت مي گيرد بايد با اطلاع و مشورت با خود آنان صورت بگيرد، براي همين چه از آنها خواسته شود يا نشود، در همين اموري كه ذكر شد، خودشان نظراتي مي دهند؛ حالا چه پذيرفته شود يا پذيرفته نشود. آنچه كه مهم است، اين است كه: بايد به آنان نيز توجه شود. بعضي از والدين متوجه اين امر شده و با روي باز و گشاده از فرزند خود استقبال كرده و پناهگاه تكيه گاه خوبي براي آنان مي شوند و اين نياز به طور طبيعي و در جهت مثبت رشد كرده و شكوفا مي شود. بعضي از والدين نيز، با اين روش آشنا نيستند و آنرا پديده اي از روي جواني دانسته كه جز يك هوس زود گذر كه در سر نوجوان است، نمي دانند. در اين وسط آنچه كه نقشي مهم در بروز و نشان دادن اين نياز وجود دارد، روش و نحوه اي است كه نوجوانان در بر مي گيرند؛ متأسفانه بعضي از انان روش مناسبي را اتخاذ نمي كنند و همين نيز سبب روي گرداني والدين از پذيرش آنان به عنوان يك عضو جديد و مخصوصاً رشد يافته مي شود.

حالا، يا اين نحوه و روش مخالف سنن، آداب و رسوم محل است يا چيزي است كه خوب است اما به شكل ديگري نيز مي توان آنرا ارائه و نشان داد. برخورد تند و خشونت بار نوجوان و جوان در موقعي كه والدين تصميمي براي آنان اتخاذ كرده اند،عدم پذيرش آنان را بيشتر مي كند، اگر چه در اين مورد حق با نوجوانان است اما راه بهتري نيز براي متذكر شدن والدين وجود دارد. شكل جديدي كه شايد براي شما به نوعي شوخي يا مسخره باشد" سبيل تراشيدن" است؛ اين مورد، در بعضي جاها خيلي عادي است و در جاهاي ديگرنه. شايد شما اين مثال را بچگانه و پيش و پا افتاده بدانيد، به هر حال در موقع مخالفت والدين يا اطرافيان به روشي كه زياد تحت فشار قرار نگيريم، مي توان با روش هاي ديگر به هدف دلخواه خود رسيد و از طرفي نيز به مخالفت هاي اطرافيان زياد نيفزاييم. اما بعضي از خود نشان دادن هاي نوجوانان و جوانان، واقعاً؛ خطرناك است و ربطي به جديد و قديم بودن يا نحوه بهتر بروز آن ندارد و اينجا اگر چه نوجوانان از آن با شدت هر چه بهتر دفاع كنند، اين وظيفه بزرگترها است كه با گفتگو هاي دو طرفه يا با برگزار كردن نمايش و ميزگردها آن را به شيوه اي كه به هدف برسيم به آنان گوشزد كرد.

به نظر من ، افرادي كه با سرعت هاي زياد در رانندگي يا تك چرخ رفتن با موتور بدون هيچ محافظي با سرعت آنچناني اقدام مي كنند، يا عده اي اقدام به كشيدن سيگار يا آزمايش كردن مواد مي پردازند، افرادي دست پاچه هستند كه براي نشان دادن خود با مرگ بازي مي كنند. گفتم: مرگ، مرگ بهتر است؛ چون بسياري از اين پيش آمدها منجر به فلج شدن انسان مي شود كه هزار بار آدم تمناي مرگ مي كند تا زنده ماندن. علاوه بر گرفتار شدن خود و ديگران زندگي خودمان را به هدر داده اين براي يك لحظه هوس و سرعت تند يا ويراژ دادن است. چقدر اين افراد خود را نيازمند اين مي دانند كه من و ديگران به او نگاه كنيم ، حتي اگر به قيمت مرگ نيز باشد؟؟؟!! چقدر اين افراد بيچاره هستند كه براي اينكه ما و ديگران به او نگاه كنيم دست به هر كاري مي زنند؛ نوجواني كه سيگاري مي كشد و مقداري از آن دود را به داخل ريه هاي خود  مي فرستد با وجود عكسي كه عاقبت سيگار كشيدن و از يك طرف سيگار نكشيدن  بر روي پاكت سيگار وجود دارد؟؟!! چقدر اين افراد از لحاظ شخصيتي كم دارند كه براي خودي نشان دادن و وابسته شدن به يك گروه خاص خود را به دامان معتادي مي سپارند؟! با وجود اطلاع و آگاهي از عاقبت معتادي و موادي كه از آن مواد ساخته مي شود؟؟!! چقدر اين افراد دستپاچه و بدبختند كه با ماشيني گران قيمت در مقابل دبيرستان هاي دخترانه اقدام به سرعت هاي آنچناني مي كنند و بلند گوي ماشين را در آخرين صداي خود قرار داده اند و محتاج نگاه كردن نگاه دختري هستند؟؟! خود و وجود خود را خيلي كم تر از آن مي دانند كه اقدام به ازدواج كرده و يا بتوانند نياز و خواسته خود و هدف خود از سخن گفتن را با دختري در ميان بگذارند، شروع به رانندگي مثل ديوانگان مي كنند؟؟ قط و فقط بخاطر نگاه كردن ديگران؟!

چقدر بدبخت و بيچاره است دختري كه تمام وجود خود را غرق در آرايش هاي عجيب و غريب مي كنند بخاطر اين كه پسري به آنان نگاه كند يا چيزي بگويد؟؟! چقدر تأسف آور است دختراني كه پول و هزينه مواد آرايشي را نداشته و بخاطر خريد آن در مغازه هاي لوكس فروشي با هزار ادا و اطوار حرف مي زنند كه مبلغي را از قيمت كل مواد آرايشي كم كنند؟؟!! و بدبختي تر از آن نيز به خانه يا در همين كوچه بغلي رفته – در صورتي كه مقداري شرم و حيا مانده باشد – شروع با آرايش كرده و به بازار و خيابان مي آيند تا ديگران نگاه يا نيم نگاهي به آنان بياندازند؟؟!! و بدبختي تر از آن وقتي است كه اگر مردم كوچه و خيابان متوجه عبور آن خانم هاي تابلو نقاشي شده نشوند به يك نوعي حواس ديگران را متوجه خود مي كنند؟؟ چقدر دستپاچه هستند و از لحاظ شخصيتي كمبود دارند و محتاج نگاه مردم هستند؟؟ اين خانم هاي ماهواره اي از اين تعجب مي كنند كه ، من با اين آرايش بيرون امده ام آيا كسي خريدار زيبايي و طالب ان نيست؟؟ و چرا كسي متوجه حضور آنان نمي شود؟؟!! اگر روزي بيرون انداختن موي سر و ديدن آن براي مردم عادي شود، اين بار گردن و سينه و ران و غيره را به نمايش مي گذارند؛ و چقدر محتاج نگاه كردن مردم هستند حتي اگر هوس بازترين آنان باشد فرقي نمي كند؟!

چقدر اين عده دچار خود كم تر بيني شده اند كه، تمام غم و هم و فكر و ذكر آنان اين شده است كه فردا با كدام نوع آرايش بيرون بيايند و كدام نوع كرم ... و ... باشد تا بيشتر جلب توجه كرد؟! حتي اگر از طرف بي مصرف ترين و بي قيمت ترين مردم باشد! براي آنان فقط نگاه كردن و جلب توجه مردم كافي است!

شايد عده اي بگويند: اين نوع روش و مطرحيت نياز زمانه، پيشرفت، آزادي و تمدن است! و متأسفانه اين جملات از طرف عده اي از باسواد هاي جامعه مطرح مي شود!

ولي آيا اگر به جاي كنار گذاشتن روسري و سر و سينه  را لخت كردن، تمام بدن را نيز لخت كنيم باعث پيشرف مي شود؟ آيا كنار گذاشتن لباس تنگ و كوتاه كردن آن آزادي است؟! آيا اگر يكسر تمام لباس را نيز كنار بگذاريم؛ آيا هيچ توجه كرده ايم كه تازه به دنياي ديگر جاندران كه لباسي به تن ندارند، وارد شده ايم و خود را به غافل بودن و بي خبري زده ايم؟! آيا اگر چنين كارهايي را نياز دوره و زمانه، پيشرفت و آزادي و كنار گذاشتن بربريت و متحجر بودن بگذاريم، بايد رفتار ديگر جانداران كه لباسي به تن ندارند چه بناميم؟ تازه ما به پاي آنان رسيده ايم؟!

چقدر مايه تأسف است نوجوانان و جوانان پسر ما لباسي به تن مي كنند، وقتي كه خم مي شوند بدن آنان نمايان      مي شود؟ آيا لختي هم افتخاري در بر دارد؟

آن هم در كلاس و در پاي تخته پسران ما، كه براي چيزي خم شوند، بدن آنان پيدا و نمايان شده است و آيا بايد نگاه كرد يا روي خود را برگرداند؟! آيا اين بدبختي نيست ماركي را مي پوشيم كه معني آن را نمي دانيم و اينكه متعلق به كدام گروه و اهداف و سليقه است نمي دانيم؟ فقط جلب توجه كنيم كافي است!

آيا نوجوانان و جوانان دختر و پسر ما در ميدان علم و زندگي خود را مطرح كنند بهتر نيست؟ در رشته هاي علمي و  دانشگاهي، در رشته هاي ورزشي و انواع ان مدال كسب كنند.

آيا جامعه ما نياز به پزشك متخصص دارد؟ يا آرايش و لباس هاي آنچناني پوشيدن؟! آيا جامعه ما نياز به مهندس و كارشناس دارد يا افرادي كه مسابقه در لختي و لخت شدن مي دهند؟!

نيازي به مسابقه - در پوشيدن لباس كوتاه و تنگ و نازك يا كم كردن لباس و يا كنار گذاشتن آن مثل عده اي- نيست؛ چون جانداران ديگر در لختي گوي سبقت را از انسان ربوده اند؟ اگر ما به كلي نيز لخت شويم،  نمي توانيم از ديگر جانداران جلوتر بزنيم! چون  ديگر جانداران" غير انسان" در نهايت لختي و برهنگي – همان چيزي كه عده اي با سواد آن را نياز زمانه، آزادي، پيشرفت و تمدن مي نامند؟؟!! -- هستند.                                                                   محمودي

+ نوشته شده توسط kabotar در پنجشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۸۹ و ساعت 6:5 |